منشور توافقات شبکه ارتباطی دیالوگ

مه 26, 2011

درباره زمینه های انتشار «منشور توافقات شبکه ارتباطی دیالوگ»
“با تمام وجود خواستار تغییر وضعیت موجود در ایران و مشارکت در روند این تغییر هستیم اما هیچ افق مشخص و نوید بخشی در برابر خود نمی یابیم. چه باید کرد؟.” متنی که در پیش رو دارید با عنوان «منشور توافقات» در پاسخ به این خواست عام توسط جمعی از جوانان و دانشجویان ایرانی خارج کشور که تحت عنوان « شبکه ی ارتباطی دیالوگـ» فعالیت می کنند نوشته شده است. اما «منشور توافقات شبکه ی ارتباطی دیالوگـ» چگونه می تواند پاسخی برای پرسش « چه باید کرد» باشد؟ پرسشی که امروز بیش از هر زمان دیگری به شکل فراگیر در بین ایرانیان چه در داخل و چه در خارج کشور مطرح شده است. مسلما هر فرد و یا مجموعه ای از افراد پاسخ و کنش ویژه ی خود را در برابر این پرسش داشته و خواهد داشت. پاسخی که اعضای دیالوگ برگزیده اند از طرفی به طور مشخص با بی عملی و سکون و سر سپردن به تقدیر، متفاوت و متمایز است و از طرف دیگر به دلیل شرایط عینی که اعضای فعلی شبکه در آن قرار دارند (به عنوان مثال اقامت در خارج کشور، فعالیت غیرحرفه ای و پاره وقت سیاسی) نمی تواند تا حد کنش مستقیم سیاسی در ایران (حضور در خیابان، سازمان دهی مبارزات و غیره) پیش برود. در این میانه اما می توان با افراد و گروههایی که دغدغه های سیاسی- اجتماعی مشترکی دارند همراه شد و به فعالیت متمرکز و هدفمند سیاسی- اجتماعی در سطحی گسترده پرداخت. شیوه ای از مبارزه و مقاومت جمعی که به ویژه در 2 سال گذشته در بین گروهها و شبکه های مختلف در داخل و خارج ایران در پیش گرفته شده است. اما ویژگی تا حدی متمایز کننده ی دیالوگ نگاه ویژه ای است که به چگونگی این همراهی و اشتراک دارد: باور به اینکه بستر و ظرف مناسب برای کنش جمعی، ساختاری است که خود به بازتولید مناسبات سلطه و تحکیم قدرت سرکوبگر غالب نپردازد. چنین ساختاری در فرآیند “سازمان یابی از پایین” شکل می گیرد. فرآیندی که در آن افراد بر ساختارها تقدم دارند و ساخت و تشکل سیاسی بر اساس جهت گیریها و ویژگیهای افراد بنا می شوند و نه بالعکس. از این رو دیالوگ نه یک حزب و سازمان سیاسی است و نه تشکلی که برای فعالیتهای از پیش تعیین شده ی خود عضو گیری می کند. دیالوگ، شبکه ای ارتباطی است که امکان مرتبط شدن و فعالیت جمعیِ داوطلبانه افراد و گروهها را ممکن می سازد و افق کلان خود را « کمک به روند مبارزه و مقاومت جمعی دراز مدت و دموکراتیک» قرار داده است. اما کنش سیاسی معطوف است به «امر سیاسی» و امر سیاسی با تعریفی مشخص از «حقیقت سیاسی» تعین می یابد و تلقی افراد از حقیقت سیاسی متفاوت است. آیا کنش سیاسی مشترک بدون اشتراک در تلقی افراد از حقیقت سیاسی ممکن است؟ چگونه می توان افرادی را که تنها اشتراک آنها باور به لزوم تغییر وضعیت موجود است جهت فعالیتهای مشخص و عینی سیاسی سازمان دهی کرد؟ یافتن پاسخی برای این پرسش چالشی است که جمع دیالوگ از ابتدای فعالیت خود با آن مواجه بوده است. دشواری این پرسش از آن رو است که گرچه می توان ساختارهای قدرتمدار سنتی که اعضای خود را ملتزم به پذیرش بی چون و چرای تلقی یگانه ای از سیاست مطلوب می نمایند را به راحتی نقد کرد، اما به همان راحتی نمی توان الگو و نمونه ای ارایه کرد که توانسته باشد در عین حفظ حدی از چند صدایی و پلورالیسم، به کنش جمعی سیاسی موثر و مداوم بپردازد. بسیاری از گروههایی که ترکیب پلورالی از گرایش های مختلف سیاسی را در خود جای داداه اند یا تنها در حوزه های غیر سیاسی فعالیت می کنند و یا امر سیاسی را به گونه ای تعریف کرده اند که ساختارهای قدرت را به چالش نمی کشند، بنابراین هیچ گونه سوگیری مشخص سیاسی را نیز طلب نمی کنند. در طی حدود یک سال و نیمی که جمع حاضر دیالوگ خود را با این پرسش دشوار مواجه دیده است پاسخ های زیادی آزموده شده اند. برگزاری همایش سراسری جوانان و دانشجویان در برلین تلاشی بوده برای هم اندیشی در مورد روشهای سازمان یابی از پایین و متشکل شدن گروههایی با اندیشه ها و راهکارهای متفاوت (جهت آشنایی با این همایش رجوع کنید به 2؛1 ). به دنبال همایش برلین – تلاشی که دشواری های چالش مورد بحث را به روشنی نمایان کرد – سعی شد که در عمل و به هنگام اجرای پروژه های معین روشهایی اتخاذ و آزموده شوند که به رغم اختلاف نظرها، کنش سیاسی هدفمند ممکن گردد. به دنبال این تجربه های عملی، جمع دیالوگ به این نتیجه رسید که تجربه اندوزی و به کار گرفتن روش آزمون و خطا کافی و پاسخگو نیست و بهتر است مجموعه ای حداقلی از اصول و پرنسیپ ها، روش های تصمیم گیری و ارزشها و اهداف سیاسی تدوین شود که مشخص کننده ی چارچوبی است که شبکه ی ارتباطی دیالوگ در قالب آن فعالیت می کند. این منشور مسلما پاسخ مشخص و روشنی نیست برای پرسش «چه باید کرد؟»، اما روند تدوین آن و محتوای مفهومی آن، شاید ابزار و وسیله ای باشد برای سازمان یابی فعالیتهای هدفمند جمعی؛ فعالیتهایی که هر یک پاسخ و نقشه راه ویژه ی خود را برای مسیر دشواری که در پیش داریم ارایه خواهند کرد. در این راستا شاید اولین قدم آن است که اصول و الگوی مندرج در این منشور به بوته ی آزمایش گذاشته شوند تا کاستی ها و احیانا نقاط قوت آنها در پروسه ی عمل مشخص شود. تجربه ی عملی، بازنگری نقادانه و مکتوب کردن؛ چرخه ای است که موجب پیرایش و آبدیده شدن این منشور خواهد شد. از این رو اعضای فعلی دیالوگ در این مرحله از فعالیت خود و پس از تدوین منشور در نظر دارند که فاز جدیدی از پروژه های عملی را آغاز کنند و در این راستا دست همه کسانی که به مفاد کلی این منشور باور دارند و مایل به همکاری هستند را به گرمی می فشارند.
1. وبلاگ دیالوگ:
http://www.youthdialog.blogspot.com/
2. وبسایت همایش برلین:
https://sites.google.com/site/youthdialog/
3. جهت کسب اطلاعات بیشتر لطفا از طریق ایمیل با ما تماس بگیرید:
youthdialog@gmail.com

منشور توافقات شبکه ارتباطی دیالوگ

مقدمه: ضرورت فراهم کردن بستری برای رشد و گسترش گفتمان های انتقادی و رویکردهای بدیل در فضای سیاسی حاضر، بنا نهادن شبکه ای ارتباطی و هماهنگ کننده را پیش روی ما نهاد؛ شبکه ای که با روند «سازمان یابی از پایین» حاصل شده و همکاری های داوطلبانه حول دغدغه های مشترک سیاسی را میان افراد و واحدهای مستقل سازنده خود امکان پذیر سازد. در تنظیم منشور توافقاتی که معرف پلاتفرم مشترک و حداقلی این شبکه باشد، سعی بر آن بوده که از یک سو اصل سازگاری درونی برقرار بماند (همخوانی میان پرنسیپ های کار جمعی با اهداف کلی و دغدغه های سیاسی مشترک) و از سوی دیگر مضمون این منشور خود بیانگر محدودیت ها و دشواری هایی باشد که در مسیر دستیابی به اصول و ارزش ها و دغدغه های مشترک برای بنیان نهادن یک فعالیت شبکه ای (به رغم تفاوت های واحدهای سازنده و با حفظ استقلال آنها) اجتناب ناپذیر است؛ محدودیت هایی که ضرورت های کار مشترک، نسل امروز را برای غلبه بر آنها به چالش می کشد. با این وجود باور ما بر آن نیست که چنین شبکه ای می تواند در مرز نامحدودی از تکثر سیاسی شکل بگیرد؛ بلکه تکثر دیدگاههای افراد و واحدهای سازنده ی شبکه به ناچار تا حدی است که اختلاف دیدگاهها و جهت گیری های کلی در مرز تنافر نباشد، طوری که در عمل، بنا نهادن یک شبکه برای همکاری های مشترک و پیشبرد کار مشترک در چنین ظرفی امکان پذیر گردد. در عوض بر این باوریم که پویایی یک جامعه سیاسی که جهت گیری های مختلف و نا همسویی را در خود حمل می کند، منوط است به وجود مجموعه ای از شبکه های فعال، نه یک شبکه جامع و فراگیر.
تاکید بر این نکته هم ضروری است که متن حاضر بیانگر پلاتفرم یک حزب یا سازمان سیاسی معین نیست و تنها برآیند مشترک ارزش ها و دغدغه هایی است که افراد و جمع های تشکیل دهنده این شبکه ارتباطی بر سر آنها توافق کرده اند؛ به این اعتبار دیدگاههای مشترک طرح شده در این منشور، در سطحی کاملا حداقلی بوده و فارغ از مصداق ها و رویکردهای معینی است که هر فرد یا واحد همکاری کننده بدان ها باور دارد. ناگفته پیداست که همچنان که این منشور خود محصول توافقات جمعی بوده است، تغییر آن نیز در مسیر تجربیات آینده، از بستر توافقات جمعی امکان پذیر و قابل تصور است.
در نهایت از نظر ما همه افراد و گروههایی که با پرنسیپ ها و دغدغه های طرح شده در این منشور همدلی و همراهی دارند، مخاطبان این منشور برای پیوستن و همکاری در این شبکه ارتباطی محسوب می شوند؛ چرا که رشد و گسترش این شبکه و دستیابی به اهداف آن، بی تردید نیازمند مشارکت وسیع تر و هماهنگ شدن بیشتر کنش های فردی و جمعی است.

پرنسیپ ها و ارزش های کار جمعی

الف) جایگاه ویژه “فرد” و ارتباط آن با فعالیتهای جمعی (*):
1) اهمیت جایگاه فرد و حضور و مشارکت خودانگیخته فردی در روند تصمیم گیری ها، به طوری که ساختارهای پیشبرد کار مشترک در تقابل با آزادی های فردی و آزادی عقیده و بیان و اراده افراد قرار نگیرد.
2) استقلال و خودمختاری افراد و جمع های تشکیل دهنده ظرف/شبکه مورد نظر نسبت به هم، در عین پاسخگو بودن نسبت به مسئولیت های پذیرفته شده.
3) داوطلبانه بودن شرکت در پروژه های جمعی و توزیع مسئولیت ها بر مبنای مشارکت داوطلبانه.
4) عدم ارزش گذاری میان واحدها/افراد به دلیل تقدم و تاخر حضور و فعالیت آنها در شبکه و به رسمیت شناختن حق خروج آزادانه افراد و گروهها از شبکه .
5) چرخشی بودن مسئولیت ها و پرهیز از ایجاد موقعیت ها و جایگاههای ثابت در حوزه های کاری و توزیع مسئولیت ها (به منظور رشد قابلیت های فردی و پرهیز از منجمد شدن ساختارهای اجرایی)
(*) منظور از “فرد” یک شخص و یا یک واحد مستقل می باشد.
ب) مشخصه های بنیادین کار جمعی در شبکه ارتباطی دیالوگ (برای همکاری های فرامحلی جوانان و دانشجویان):
6) پایبندی کل شبکه و همچنین همه واحدهای سازنده آن به اصول دیالوگ جمعی و روابط غیر عمودی و حذف سلسله مراتب و پرهیز از زمینه سازی برای شکل گیری حلقه های درونی قدرت و روابط سلطه در درون شبکه.
7) اهمیت دادن به مسیر و پروسه به اندازه مقصد و هدف. به عبارتی قربانی نکردن پرنسیپ های انسانی و توافقات دموکراتیک جمعی در پای سرعت عمل برای رسیدن به اهداف مقطعی یا دراز مدت (محور بودن انسان).
8)فراهم کردن بستری انعطاف پذیر برای تمرین و پیشبرد کار جمعی در قالبی نوین و بر مبنای دیالوگ درونی و همکاری های داوطلبانه، که در عین حال قابلیت حرکت بر مبنای آزمون و خطا و به کارگیری بازخورد ها را دارا باشد. چنین بستری باید به پرورش و رشد خصلت ها و قابلیت هایی در افراد بیانجامد که پشتوانه کار گروهی بر مبنای امکانات و ملزومات گفتگوی جمعی باشد؛ [تدارک عرصه ای از کار جمعی که امکان بروز نوآوری ها و خلاقیت های فردی را فراهم کند و با پروسه یادگیری و آموزش تجربی برای افراد و واحدها همراه باشد. رشد قابلیت های فردی برای تفکر مستقل و انتقادی، بخشی از افق های این آموزش است که بی گمان به ارتقای کیفی کارکردهای این شبکه نیز می انجامد.]
9) شفافیت در کارکردهای درونی و مواضع بیرونی. پرهیز از مصلحت کاری و خودسانسوری و همه ی مکانیزم های تضعیف کننده شفافیت کار جمعی.
10) سیالیت ساختارهای مورد توافق و امکان بازنگری نقادانه در ساختارها و توافقات پیشین.
11) مستقل بودن از نهادهای قدرت و عدم سمت گیری به سمت کسب قدرت و یا حمایت از طیف های جویای قدرت. در عوض منتقد قدرت بودن و سمت گیری به سوی گفتمان سازی و نقد و ارتقای گفتمان های انتقادی در حوزه سیاسی، با ترویج ملزومات تحقق «سیاست مردم» و اقدام در جهت عینیت بخشیدن به آن در حوزه های فعالیت.
12) عدم وابستگی مالی به نهادهای قدرت و پایبندی به ملزومات «خود بنیادی»:
- استقلال مالی و تاکید بر اصل خودبنیادی مستلزم جهت یابی برای درآمدزایی از امکانات و استعدادها و ظرفیت های موجود در شبکه است. همچنان که مستلزم برآورد دقیق از هزینه ها، برنامه ریزی صحیح برای مراحل اجرایی و بهره گیری خلاقانه از امکانات و منابع مالی موجود است.
- به طور کلی اجرای پروژه هایی که تامین منابع مالی مورد نیاز آن برای واحدهای مشارکت کننده و کارگروه اجرایی مربوطه امکان پذیر باشد اولویت دارد. به بیان دیگر، گزینش و تعریف پروژه ها در حدودی که نیازمند وابستگی مالی به منابع بیرونی نباشد.
- تاکید بر اصل شفافیت در منابع مالی و پروسه تهیه و مصرف آن در پروژه های اجرایی شبکه.
- در صورتی که پذیرش کمک از یک فرد یا موسسه یا نهاد مستقل (مانند NGOها و نهادهای مشابه) در دستور کار قرار گیرد، رعایت پیش شرط های زیر ضروری است:
o کسب اطمینان از درج پیش شرط عدم دخالت در امور داخلی شبکه، از طرف سازمان ها و نهادهای احتمالی تامین کننده منابع مالی (مانند NGOها و نهادهای مشابه)
o کسب اطمینان از در تضاد نبودن مواضع و اهداف و سیاست های منبع مالی مورد نظر با منشور شبکه و توافقات و اصول و دغدغه های سیاسی مندرج در آن.
(**) منظور آن دسته ویژگی های اساسی و متمایز کننده ای است که این شبکه ارتباطی بر اساس آنها و برای تحقق آنها ایجاد شده است. به این دلیل این ویژگی ها خصلت هایی بنیادی برای این شبکه محسوب شده و از این لحاظ تا حدی ثابت می باشند.

اهداف کلی
این حرکت در وهله اول برای ایجاد تغییر در فضای سترون ایرانیان خارج کشور، به ویژه در میان انبوه جوانان و دانشجویانی است، که در حوزه امور سیاسی- اجتماعی در وضعیت بی عملی یا دنباله روی انفعالی از ساختارهایی هستند که یا بر آنها تحمیل شده اند و یا در نبود انتخابی بهتر، به اجبار برگزیده شده اند. هدف ما تدارک بستری است که به پرورش و گسترش نگرش های انتقادی و گفتمان های بدیل بیانجامد. روند رسیدن به این هدف از دید ما پروسه سازمان یابی از پایین است که الگو و ساختار آن به لحاظ خصلت های مترقی و نوین خود، پتانسیل و زمینه های فراگیر شدن داشته باشد و به تغییر وضعیت مشارکت سیاسی بیانجامد. افق کلان این کار، کمک به روند مبارزه و مقاومت جمعی دراز مدت و دموکراتیک در سطحی گسترده است؛ شکل نوینی از کنش جمعی سیاسی که نه تنها به تغییر وضع موجود می اندیشد، بلکه به افراد درگیر در این مبارزه و به ماهیت دموکراتیک این پروسه نیز به عنوان هدف می نگرد و ارتقای آنان را پا به پای پیشبرد مبارزه و مقاومت در نظر می گیرد. این البته به معنای باور به گنجاندن همه این نیروها در یک تشکل واحد نیست، بلکه به معنای تکیه بر الگوهایی از کار جمعی است که ترویج عملی آنها به ایجاد و رشد این گونه تشکل ها و امکان همکاری میان آنها یاری برساند. به طبع سازمان دادن به یک مبارزه عمومی و مقاومت فعال و مترقی در سطح گسترده، مستلزم نوآوری های نظری و عملی، در عین پایبندی به ارزش های دموکراتیک است. این هدف تنها از طریق همراهی نیروهایی میسر می شود که آزادی و برابری را ارزش هایی وابسته به هم و تفکیک ناشدنی می انگارند.

دغدغه های مشترک سیاسی
در نگاه کلان این شبکه بخش اصلی تلاش های خود را در جهت کمک به ایجاد تغییرات بنیادی در وضعیت مردم و جامعه ایران از طریق بستر سازی برای رشد و تقویت گفتمان های بدیل سامان خواهد داد. این تغییرات بنیادی شامل تحقق همه آرمان هایی است که فقدان آنها نه فقط جامعه ایران، بلکه تمامی جوامع انسانی را در سطوح و مراتب مختلف تهدید می کند. آرمان هایی مثل: آزادی های فردی و اجتماعی و سیاسی، برابری و عدالت اجتماعی و دسترسی برابر شهروندان به امکانات رشد فردی و حمایت های اجتماعی، رفع مناسبات مبتنی بر تبعیض در تمامی سطوح آن (شامل تبعیض جنسیتی و تبعیض های برآمده از نوع علایق جنسی، رفع تبعیض های مبتنی بر نوع باورهای دینی، رفع تبعیض های نژادی و قومی و ….. ). بر این اساس این شبکه ارتباطی به طور کلی در تقابل با گفتمان های فراگیری است که پشتیبان ساختارها و مناسبات سلطه هستند و سلطه و ستم را در سطوح خرد و کلان تولید و توجیه و بازتولید می کنند. در چنین بستری است که افراد و واحدهای سازنده این شبکه، شکل گیری و تقویت گفتمان هایی بدیل را ضروری می دانند و تلاش های خود را معطوف به کمک برای رشد و تقویت چنین گفتمان هایی خواهند ساخت.

ساختار درونی شبکه و ساز و کار تصمیم گیری:
الف) ساختار درونی و الگوی همکاری ها

1) این شبکه از افراد و واحدهایی تشکیل می شود که به مفاد کلی این منشور باور دارند، خواه در تدوین این منشور سهیم بوده و خواه در مراحل بعدی به آن پیوسته باشند. واحدها یا بلوک های تشکیل دهنده شبکه می توانند افراد، جمع ها و گروههایی باشند که در یک محدوده محلی یا در حوزه های فکری مشترک فعالیت دارند.
2) افراد و واحدهای سازنده این شبکه ارتباطی در استقلال از هم بوده و تنها به طور داوطلبانه حول پروژه های مورد قبول خود همکاری می نمایند. بدیهی است که داوطلبانه بودن همراهی با پروژه های پیشنهادی، منافاتی با مسئولیت پذیری و پاسخ گویی در پروژه های درگیر ندارد.
3) پروژه ها از سوی افراد یا واحدها به شبکه پیشنهاد شده و در صورت لزوم در مورد ضرورت آنها گفتگوی جمعی در می گیرد. نهایتا افراد و بلوک های علاقمند، با پایبندی به توافقات منشور به اجرای مشترک آن پروژه اقدام می کنند. در این صورت این پروژه با نام مشخص افراد یا واحدهای درگیر در آن عرضه خواهد شد، با این توضیح که این افراد و واحدها به عنوان بخشی از شبکه ارتباطی دیالوگ معرفی خواهند شد.
4) در مواردی که مساله ای به تغییر ساختار شبکه ارتباطی و یا ماهیت و جهت گیری های کلی آن مربوط شود، با بحث ها و تصمیم هایی مواجه خواهیم بود که مستلزم حضور و مشارکت همگانی است. در چنین مواردی اصل مشارکت داوطلبانه منافاتی با مشارکت مسئولانه در تصمیم گیری ها ندارد.
5) بخش هایی از الگو یا ساختار این شبکه ارتباطی تا زمانی که این شبکه فعالیت های بیرونی معینی را در پیش نگیرد و یا واحدهای اولیه تشکیل دهنده آن مشخص نگردد، به طور پیشینی قابل ترسیم نیست. نظیر روش ها و مجراهای طرح انتقادات و راههای طرح و دریافت بازخوردها / فیدبک ها؛ راههای نظارت جمعی بر نحوه پیشرفت پروژه ها و مسئولیت ها و میزان تحقق یافتنِ پایبندی های دموکراتیک و یا روش ها و مجراهای بازنگری توافقات و تصمیمات گذشته (گر چه وجود همه این موارد در ساختار درونی شبکه قطعی است).
ب) ساز و کار تصمیم گیری
1) پیش از هر چیز لازم است مشخص گردد حوزه مورد بحث و تصمیم گیری به کدام دسته تعلق دارد. موارد تصمیم گیری به دو حوزه کلی قابل دسته بندی هستند:
- موضوعاتی که به توافق عمومی (اجماع) نیاز دارند. در این موارد بحث های اقناعی ملاک کار است نه رای گیری . برای مثال تدوین اصول و راهکارهای کلی نظیر منشور یا تصمیم گیری واحدهای مشارکت کننده در یک پروژه در مورد جهت گیری های کلی طرح.
- موضوعاتی که اختلاف نظرها بیشتر جنبه سلیقه ای دارند نه مبنایی و اصولی. نظیر تصمیم گیری در مورد کارهای اجرایی یا پیشبرد مراحل اجرایی پروژه ها. حتی در این موارد هم رای گیری باید پس از حدی از بحث های جمعی انجام شود، نه در ابتدا. (برای مرحله رای گیری، داشتن یک معیار عددی معین، به عنوان حداقل درصد آرا برای تصویب یک طرح/راهکار، ضروری است)
2) تلاش جهت به حداقل رساندن تصمیم گیری های جمعی برای کل شبکه ارتباطی و ارجاع تصمیم گیری ها تا حد امکان به درون واحدهای سازنده شبکه (هر چند حوزه هایی از تصمیم گیری قابل پیش بینی است که کل اجزای شبکه باید در تصمیم گیری شرکت نمایند).
3) از آنجایی که در بحث های اقناعی رسیدن به هم نظری عمومی بسیار دشوار است، این امکان قابل پیش بینی است که مخالفان برای تسهیل پیشرفت کارها با حفظ موضع مخالف از نظر خود انصراف دهند. در این صورت، باید در آینده این امکان را برای آنها در نظر گرفت که برای دفاع از ایده/نظر خود فرصت کافی در اختیار داشته باشند تا نظر خود را بهتر و مستدل تر بیان کنند. طوری که بر اساس بازخورد این مباحثات، تصمیم گیری در موارد مشابه مورد بازنگری قرار گیرد.
4) در برخی موارد اجرایی که تصمیم گیری نهایی نیازمند دسترسی به اطلاعات محلی یا دانش فنی/تخصصی است باید نخست در مورد معیارها نظرسنجی شود و معیارهای مورد پذیرش/توافق تعیین گردد و سپس یک جمع داوطلب (یک کارگروه مشخص) بر اساس معیارهای مورد توافق درباره جزئیات فنی/اجرایی کار تصمیم گیری کنند.
5) در مورد برون دادهایی نظیر بیانیه ها و گزارش ها و اسناد مکتوب که در آنها تصمیم گیری با توافق عمومی انجام نمی شود، می بایست عدم توافق عمومی بر آن موضوع ذکر شده و رهیافت های بدیل مربوط به آنها (که در اقلیت واقع شده اند) نیز قید شود.
6) باور به کار مشترک با در نظر گرفتن چندگانگی بینش ها و هویت های سیاسی به معنای آن است که برون دادهای این شبکه باید از سوی گروه ها یا واحدهایی معرفی شود که با اجرای آن پروژه/خروجی معین موافقند. ضمن اینکه در برون دادها ذکر خواهد شد که این پروژه در بسته شبکه ارتباطی دیالوگ مطرح شده که نهایتا این واحدها (یا این درصد از کل واحدها) این پروژه را اجرایی کردند.

بازگشت به صفحه اصلی رادیو ندا.

گفتگوي راديو ندا با بهرام رحيمي در مورد پيمان نامه حقوق كودك

نوامبر 21, 2010

گفتگوي راديو ندا با بهرام رحيمي ، فعال حقوق كودكان، به مناسبت 20 نوامبر سالروز تصويب پيمان نامه حقوق كودك.

براي شنيدن گفتگو لطفاً اينجا را كليك كنيد

همایش سراسری جوانان و دانشجویان خارج از کشور

سپتامبر 16, 2010


فراخوان به گفتگو

پیرامون چرایی و چگونگی سازمان یابی مستقل و فرامحلی جوانان و دانشجویان خارج کشور

آنانی که نمی خواهند به زیستن در فاجعه خو کنند همواره جویای راههایی هستند که امیدها و تلاشهای خود برای بازسازی جامعه را در بسترهای جمعی سامان دهند. این راهها اگر چه اغلب به دشواری یافت می شوند و گاه نیز به بیراهه و ناکامی می انجامند، اما بی گمان با سکون نسبتی ندارند. حیات سیاسی جامعه ما در قرن اخیر شاهد گویایی است از این راهجویی های جمعی به سوی آفرینش افقهای روشن. فضای سیاسی کنونی جامعه ایرانی، چه در درون مرزهای جعرافیایی آن، و چه در گستره ی پراکنده جهانی، زیر پوست شبی به ظاهر بی انتها، مضطرب نفس می کشد. سیل سیال مردم با تمام جانفشانی ها هنوز سد اختناق، ستم و سرکوب را درهم نشکسته است. خون ها از خیابان شسته شده اند، اما آب ها از آسیاب نیفتاده است. اینک جنبش اعتراضی به مرحله ای از حیات خود رسیده است که نیاز به بازنگری دقیق گذشته و ترسیم چشم انداز نوین برای هستی و کنش خود در آینده دارد. تجربه ی فراز و فرودهای همین جنبش نیز به روشنی گواه آن است که سازمان یابی از پایین ضرورتی است گریزناپذیر در مبارزات مردمی برای پایان دادن به بازتولید چرخههای سلطه.

همگرایی این دغدغه ها به آغاز سلسله جلسات و گفتگوهایی میان جمع هایی از دانشجویان و فعالان سیاسی جوان خارج کشور در مورد امکان و چگونگی امر «سازمان یابی از پایین» منجر گردید که زمینه سازی برای سازمان یابی مستقل و فرامحلی جوانان و دانشجویان خارج کشور را دورنمای خود قرار داده بود. ضرورت اندیشیدن به این دورنما از این واقعیت بر می خیزد که نسل ما هیچگاه فرصت آن را نیافته که پاسخ سیاسی مستقل خود را به مناسبات غیرانسانی مستقر طرح ریزی کرده و بنیان نهد. دلمشغولی برای شکل گیری چنین تشکلی در روندی از پایین، ایجاب می کند طرح این موضوع حساس در جمع های وسیع تری دنبال شود و این مستلزم آن است که تمامی مباحث ضروری معطوف به چنین هدفی، در نشستی سراسری و با حضور گسترده ی فعالان جوان علاقمند مطرح شود. بر این مبنا متن حاضر که خود حاصل آن گفتگوهای اولیه ی چندین ماهه است، فراخوانی است به مشارکت در همایشی که محور آن گفتگوی جمعی پیرامون ضرروت ها و راهکارهای سازمان یابی مستقل و فرامحلی جوانان و دانشجویان خارج کشور خواهد بود. بی-تردید دستیابی به راهکارهای بدیلی که افقهای دیگری را بگشایند، می تواند از دل خرد جمعی ای زاده شود که لاجرم همزاد گفتگوهای مستمر است. امید است برگزاری چنین گردهمایی هایی زمینه ای گردد برای گشایش و تجربه ی عرصه ی جدیدی در فضای سیاسی پیش روی ما

محورهای بحث و گفتگو در همایش سه روزه ای که به همین منظور تدارک دیده شده به شرح زیر خواهد بود

١. ضرورت های سازمان یابی مستقل و فرامحلی جوانان و دانشجویان خارج کشور
(دشواری های وضعیت سیاسی حاضر؛ الزامات و چشم اندازهای گذار)

٢. بازخوانی تجارب فعالیت شبکه های جوانان خارج کشور، به ویژه در سال گذشته
(دستاوردها، کاستی ها و امکانات موجود برای سازمان یابی گسترده تر این شبکه ها)

٣. نگاهی به تجارب بین المللی در زمینه ی سازمان یابی جوانان و دانشجویان
(با تاکید بر تجربیات گروه های خودسازمان یافته ی بین المللی)

٤. الگوهای بدیل برای سازمان یابی مستقل جوانان و دانشجویان خارج کشور
(با تاکید بر سازمان یابی از پایین: چیستی و چرایی آن)

شیوه ی برگزاری
برآنیم که امکان شرکت فعال همه ی دانشجویان و جوانان علاقمند در این همایش فراهم باشد تا همه بتوانند با هم گفتگو کنند، یکدیگر را بهتر بشناسند، به هم اعتماد کنند و با هم بیاندیشند تا بتوانیم در نهایت افقی مشترک برای همکاری بیابیم. از این رو نشست ها در قالب میزگردهای بحث و گفتگو و همچنین جلسات بحث آزاد برگزار می شود. محتوای میزگردهای گفتگو نیز بر اساس مقالات ارائه شده توسط خود شرکت کنندگان شکل خواهد گرفت. اگر چه برای حضور در همایش یا شرکت در مباحثات اتاق‌های گفتگو، الزامی به ارائه ی مقاله نیست. علاوه بر این، برای حضور فعالین بین المللی، میزگردهایی به زبان انگلیسی و آلمانی هم پیش بینی شده است

ارسال مقالات
از تمامی دانشجویان و جوانان علاقمند به ارائه ی مقاله دعوت می شود تا در مورد محورهای فوق مقالات خود را حداکثر تا تاریخ ١٥ سپتامبر به نشانی پست الکترونیکی، مندرج در پایان فراخوان، و بصورت “Word” ارسال کنند. محدودیتی در مورد حجم مقاله وجود ندارد. کلیه ی مقالات دریافتی در دو شکل دیجیتالی و چاپی برای شرکت کنندگان و در وب سایت این گردهمائی برای دسترسی همگان منتشر خواهند شد. با توجه به محدودیت زمانی تعدادی از مقالات برای هر میزگرد برگزیده و توسط مولفان ارائه می گردند. فهرست مقالات و ارائه دهندگان میزگردها حداکثر تا تاریخ ٢٠ سپتامبر منتشر می گردد

ثبت نام
به منظور تسهیل در برگزاری این گردهمایی از دانشجویان و جوانان علاقمند درخواست می شود تا با پر کردن فرم ثبت نام، شرکت خود را تا حد امکان به اطلاع برگزارکنندگان برسانند. در صورت وجود هرگونه محدودیت در ثبت نام، شرکت بدون ثبت نام قبلی و تهیه ی کارت ورود در محل هم امکان پذیر است. ضمنا ذکر مشخصات فردی برای ثبت نام، چه از طریق ارسال فرم با ایمیل و چه به صورت حضوری، الزامی نیست

لطفا فرم ثبت نام را در این لینک بصورت آنلاین پر کنید

تسهیلات
امکان اقامت رایگان در سالن ورزش دانشگاه مجهز به امکانات بهداشتی برای شرکت کنندگان پیش بینی گردیده است. به همراه داشتن کیسه خواب بر عهده ی خود شرکت کنندگان می باشد. برای آگاهی از امکان حمل و نقل جمعی و ارزان به محل برگزاری می توانید به شبکه های محلی جوانان شهر یا کشور خود مراجعه نمایید. برای آگاهی از شیوه ی ارتباط با شبکه ی محلی خود می توانید با ایمیل زیر تماس بگیرید

زمان و مکان
جمعه یکم تا یکشنبه سوم اکتبر ٢٠١٠
دانشگاه آزاد برلین
ورودی ٢٠ یورو، دارندگان کارت دانشجوئی ١٠ یورو
مبلغ ورودی برای کل مدت همایش بوده و صرفا جهت کمک به تامین هزینه های برگزاری دریافت می گردد

Confirm your attendance at the Facebook event here

www.youthdialog.blogspot.com/
youthdialog@gmail.com

مجموعه ای از شبکه های محلی جوانان و دانشجویان و فعالین جوان خارج کشور

رويدادهای ايران در هفته گذشته

فوریه 15, 2010

چگونگی برپایی مراسم 22 بهمن در ایران از اصلی ترین محورهای خبری مورد توجه طیف وسیعی از رسانه ها بوده است. پیش از فرا رسیدن سی و یکمین سال روز انقلاب بهمن, یک رویارویی آشکار میان حامیان دولت و دستگاه ولایت مظبقه فقیه با مخالفان و معترضان بر سر نحوه حضور در این روز و پیام مراسم 22 بهمن جریان داشت. پس از راهپیمایی رسانه های دولتی یا نزدیک به سپاه پاسداران مانند خبرگزاری فارس و ایرنا شمار حامیان حکومت در راهپیمایی ها را 50 میلیون نفر اعلام کردند. در گزارش این رسانه ها تجمعات حکومتی مانند تجمع در میدان آزادی “نمايش وحدت، قدرت، معرفت، بصيرت، ولايتمداري، يکپارچگي و وحدت ملي” بوده است.
پیامی نیز از سوی رهبر جمهوری اسلامي انتشار یافت که در آن وی از آنچه “حضور دهها میلیونی ملت” نامید, در راهپیمایی 22 بهمن قدردانی کرد. خامنه ای در پیام خود مردم و معترضان را “معاندان و فریب خوردگان داخلی” نامید.

علاوه بر گزارش های شاهدان عینی و خبرنگاران خارجی که سه هزار تن از آنان برای پوشش مراسم 22 بهمن به تهران سفر کرده بودند, از جریان درگیری های 22 بهمن مجموعا 70 گزارش مستند ویدئویی در یوتیوب انتشار یافته است. در این ویدئوها نشان داده می شود که کاروان بلندی از اتوبوس های حامل افراد وابسته به حکومت از شهرستان ها به تهران اعزام شده اند تا میدان محل تظاهرات را پر کنند. در این ویدئوها همچنین مسدود شدن میدان و جلوگیری از ورود مردم و کنترل جمعیت از سوی نیروهای امنیتی و پاسداران, برپا کردن ایستگاههای توزیع ساندیس و کیک مجانی, وقوع درگیری های شدید در آريا شهر و بلوار فردوس و میدان صادقیه میان مردم و نیروهای امنیتی, حضور بسیار گسترده نیروهای پلیس و پاسدار و بسیجی و لباس شخصی در مناطق مرکزی تهران و مسدود کردن خیابان ها, به شکلی مستند گزارش شده است.

در فیلم های منتشره از تظاهرات 22 بهمن فیلمی انتشار یافته است که فضاهای خالی متعددی در محوطه کنترل شده میدان آزادی را نشان می دهد. این در حالی است که گروهی از تجمع کنندگان در میدان آزادی از مخالفان دولت و نظام بوده اند که به قصد برهم زدن مراسم سخنرانی احمدی نژاد در میدان حاضر شده بودند. با این که این مراسم به هم نخورد, اما صدا و سیما در لحظاتی ناچار شد به خاطر بگوش رسیدن شعار مرگ بر دیکتاتور از درون میدان آزادی که بشدت از نیروهای امنیتی و لباس شخصی و پاسدار و بسیجی اشباع شده بود, تنها تصویر میدان را مخابره کند. علاوه بر این در وحشت از سر ریز معترضان به درون صدا و سیما و تصرف این مرکز در آن تیربار کار گذاشته و واحدهای سپاه پاسداران در آن مستقر شده بودند. همچنین گزارش شاهدان عینی و فعالان حقوق بشر حاکی از آن است که مخالفان تا چند کیلومتری زندان اوین پپش روی کرده و بعد از رویارویی شدید با نیروهای حکومتی متوقف شدند.

خبرنگاران خارجی که برای مخابره خبر و تهیه گزارش از مراسم سی و یکمین سالگرد انقلاب ایران به تهران اعزام شده بودند, به شبکه های خود گزارش دادند که مقامات حکومت اجازه تهیه خبر و گزارش در خارج از محوطه کنترل شده میدان ازادی را به آنان نداند. براساس این گزارش ها, خبرنگاران خارجی را با اتوبوس به میدان آوردند تا فقط از سخنرانی احمدی نژاد گزارش تهیه کنند. با این که احمدی نژاد در سخنان خود به پیشرفت حکومت اسلامی در غنی سازی اورانیوم در حد بیست درصد اشاره کرد, تا توجه رسانه های خبری را از اعتراضات مردمی در اطراف میدان آزادی و سایر شهرهای ایران منحرف شود, اما این شبکه ها اعتراضات مردمی در تهران و شهرستان ها را در صدر اخبارخود در مورد ایران قرار دادند.

ادعای حضور جمعیت دهها میلیونی در حمایت از نظام اسلامی و سیاست های آن در حالی از سوی رسانه های حکومتی بعد از مراسم بیست و دو بهمن تبلیغ شده است که بخش مرکزی میدان آزادی که بخش عمده تصاویر تبلیغاتی این رسانه ها از آنجا تهیه شده است براساس محاسبات دقیق ریاضی بشکل یک بیضی است که قطر بزرگ آن نزدیک به ۳۷۰ متر و قطر کوچک آن نزدیک به ۲۰۰ متر است. مساحت این میدان نزدیک به ۵۸۰۰۰ متر مربع است. براساس یک محاسبه اگر فرض کنیم بدون جایگاه سخنرانی و ماموران امنیتی و آنانی که به زور آورده شده اند ۷۰ در صد حاضران در میدان طرفداران حکومت بوده باشند و در هر متر مربع دو نفر حضور یافته باشند، مجموع جمعیت حدود هشتاد هزار نفر خواهد بود. این در حالی است که بخشی از همین جمعیت را خانواده های ماموران حکومتی و نیروهای امنیتی, و افرادی که با کاروان عظیم اتوبوس ها از شهرستان ها برای پر کردن میدان آورده شدند, تشکیل می دادند.

در جریان درگیری هایی که بین مردم و نیروهای امنیتی پس از پایان تظاهرات کنترل شده میدان آزادی رخ داد صدها نفر دستگیر شدند. یک سرهنگ نیروی انتظامی در جریان گردهمایی روز 23 بهمن گروهی از خانواده های دستگیرشدگان اعتراضات بهمن در تهران, شمار دستگیر شدگان را حدود هزار نفر ذکر کرد. از سوی دیگر تمرکز شدید نیروهای امنیتی و بسیجی, پاسدار, انتظامی برای کنترل تهران,شرایط مناسب تری برای اعتراضات وسیع تر در برخی از شهرهای بزرگ کشورفراهم ساخت. فیلم های مستندی که از درگیریهای روز 22 بهمن انتشار یافته نشان می دهد که حضور اعتراضی مردم در شهرهای مشهد, تبریز, اصفهان و اهواز گسترده تر بوده است. در جریان اعتراضات این روز صدها نفر در این شهرها از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده اند, اما هنوز آمار دقیقی از شمار بازداشت شده گان انتشار نیافته است.

اعتراضات مردمی در 22 بهمن در حالی در مناطقی چون آريا شهر بلوار فردوس و میدان صادقیه صورت گرفت که حکومت از بیست بهمن ماه سرعت اینترنت را به طرز شدیدی کاهش داد و تقریبا قطع کرد, شبکه گوگل همراه با سرویس جی. میل را فیلتر کرد, و از این طریق سعی کرد شبکه ارتباطی جنبش اعتراضی را قطع کند. حکومت همچنین پیامک تهدیدآمیزی در ابعاد میلیونی از سوی وزرات اطلاعات برای مردم فرستاد که در آن مردم تهدید شدند در صورت حضور اعتراضی در راهپیمایی شناسایی و مجازات خواهند شد. مقامات بلندپایه انتظامی نیز مردم و جوانان را به دستگیری و خودداری از آزادی پس از دستگیری, تهدید کرده بودند. همچنین در هفته منتهی به بیست و دو بهمن بیش از هزار نفر از فعالین سیاسیع فرهنگی, مدنی و حقوق بشری, وبلاگ نویس و روزنامه نگار بازداشت شدند؛ گروه کثیری از زندانیان سیاسی سابق به وزارت اطلاعات احضار شده و وادار شدند تا تعهد بدهند که در اجتماعات اعتراضی 22 بهمن شرکت نخواهند کرد. به گزارش سایت مدرسه فمینیستی در هفته منتهی به 22 بهمن در پی دستگيری های گسترده، حداقل 21 زن فعال در حوزه های مختلف خبري، هنري و فمينيستی بازداشت شده اند.

با این که هنوز ابعاد دستگیری های مرتبط با وقایع بیست و دو بهمن روشن نیست, یک روز پس از این مراسم, تجمع خانواده های دستگير شدگان این روز در مقابل بازداشتگاه وزرا و نيروی انتظامی در ميدان انقلاب, مورد يورش و ضرب وشتم گارد ويژه قرار گرفت.
به گزارش منابع خبری حقوق بشری, ضرب و شتم مردم پس از آن آغاز شد که يک سرهنگ نيروی انتظامی بازداشتگاه وزرا به خانواده ها گفت که شمار بازداشت شده گان به ۱۰۰۰ نفر می رسد و به اين دليل قادر به جواب دادن در باره وضعيت عزيزانشان نيستند. خانواده ها در پاسخ به اين سرهنگ گفتند که تا عزيزانمان آزاد نشوند از اينجا نخواهيم رفت.در اين هنگام, سرهنگ مذبور دستور يورش به خانواده ها را صادر کرد و خانواده ها را با باتون مورد ضرب و شتم قرار دادند. با این حال ايستادگی و مقاومت خانواده ها باعث آزادی ۴۰ نفر از دختران و زنان زندانی گرديد.

در میان گزارش های تحلیلی که در مورد بیست و دو بهمن انتشار یافته, در توصیف این روز گفته می شود که انسجام و برنامه ریزی متمرکز نیروهای حکومتی, در کنار حرکت بی نقشه و پراکنده مخالفان به نظام امکان داده است این روز را هم از سر بگذراند. با این حال شبکه های جوانان از هم اکنون به طراحی نافرمانی مدنی و ارائه پیشنهادات رویارویی هایی تازه بر سر مراسمی چون چهارشنبه سوری را مطرح می کنند. در این ارزیابی ها, حضور قدرتمند اعتراضی مردم در تهران و شهرستان ها و تکرار شعارهای ساختارشکنانه در بیست و دو بهمن با وجود موج گسترده پیگرد و بازداشت در آستانه این روز و قطع شبکه های ارتباط اینترنتی نشانه ظرفیت درخشان جنبش اعتراضی توصیف شده است

گفتگوي سيمين بهبهاني: با راديو ندا كانون نويسندگان براي هميشه مدافع آزادي و حقوق بشر است.

فوریه 8, 2010

خانم سيمين بهبهاني در گفتگو با راديو ندا در مورد دستگيري دو عضو كانون نويسندگان گفت : ” بله ، بسياري ديگر را هم گرفته اند. غير از اينها ( رضا خندان و عليرضا ثقفي) پسر آقاي سميعي، مازيار سميعي، را هم گرفته اند و خيلي هاي ديگر.”
اين بانوي شعر ايران در پاسخ اينكه آيا خبري از دستگير شدگان دارند، گفت:” متاسفانه هيچ خبري ندارم. و با دوستان هم كه صحبت داشتم آنها هم خبري نداشتند.” و اضافه كرد: ” متاسفانه من نمي دانم كه اين دستگيري ها [ براي حكومتگران] چه سودي دارد. اينها كار را سخت تر ميكند و به اصطلاح آشوب را بيشتر.”
اين عضو كانون نويسندگان در پاسخ اين پرسش كه آيا اين دستگيري ها ميتواند باعث توقف فعاليت هاي كانون نويسندگان يا باعث عدول كانون از خواسته هاي خود شود، گفت : ” كانون نويسندگان امروز و ديروز و پريروز بوجود نيامده است. كانون نويسندگان بيش از چهل سال است كه فعاليت داشته و هميشه هم حرف حق زده است. و هيچوقت هم كاري كه خلاف قانون باشد نكرده است. فقط توصيه كرده؛ فقط حرف زده؛ فقط راهنمائي كرده است.” و افزود : ” من فكر نمي كنم كه با اينجور نمايش ها كانون نويسندگان در مشي اش تزلزلي ايجاد بشود. كانون نويسندگان براي هميشه مدافع آزادي و حقوق بشر است. و مخالف سانسور است و توصيه كننده آزادي بي حصر و استثناء. و از اين بابت نگراني نداريم.”
خانم بهبهاني در بخش ديگري از سخنان خود خاطر نشان كرد: ” خيلي از اعضاء كانون نويسندگان هم زندان رفته اند، كشته شده اند. در اين راه خونها ريخته شده، فداكاري ها شده است. به هر حال كانون در موقعيتي نيست كه كنار بكشد. منتها كانون كاري به اينجور مسايل ندارد.” و افزود : ” كانون نه اسلحه دارد و نه تصميم روياروئي خشن. و از خشونت هم بيزار است.”

فایلهای صوتی مصاحبه:
http://www.radioneda.de/2010/02/07/Simin_B.ram

http://www.radioneda.de/2010/02/07/Simin_B.mp3

ایران در هفته ای که گذشت

فوریه 8, 2010

به دنبال اعدام دو زندانی سیاسی به اتهام محاربه و صدور حکم اعدام برای 9 نفر دیگر, خانواده های زندانیان سیاسی و حامیان آنها تقریبا هر روز در برابر زندان اوین دست به تجمع اعتراضی زدند. در اثر این تحمعات مسوولین زندان اوین در چند نوبت ناگزیر شدند تعدادی از زندانیان سیاسی را آزاد کنند. این تجمعات که عصرها برگزار شده است همچنان به شکل روزانه ادامه دارد. در فراخوان های متعددی که از سوی گروههای مختلف به مناسبت شرکت در 22 بهمن انتشار یافته, حضور در برابر زندان اوین و اعلام حمایت همه جانبه از آزادی زندانیان سیاسی نیز مورد تاکید قرار گرفته است. حضور گسترده و مستمر اعتراضی خانواده های زندانیان سیاسی در برابر زندان اوین, نمادی از ناکامی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در ایجاد جو ارعاب از طریق صدور احکام محاربه توصیف شده است. با این حال برگزاری دادگاههای پی در پی و محاکمه دستگیرشدگان به اتهام محاربه همچنان ادامه دارد. از جمله محمد امين وليان از فعالین دانشجویی دانشگاه علوم پايه دامغان در دادگاه به محاربه و افساد فی الارض متهم شد. یکی دیگر از دستگیرشدگان به نام مصطفی يار محمدی فرزند تقی 27 ساله اهل تهران که در زندان اوين به سر ميبرد و گفته شده است که در چهار راه کالج در روز عاشورا توسط نيروی انتظامی دستگير شده در دادگاه به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد. همچنین در دادگاهی که در یازده بهمن برگزار شد چهار تن از فعالین زن به اسامی کاظمي، معصومی, زهرا جباری و آقایی به محاربه با نظام محکوم شده اند. گزارش منابع حقوق بشری حاکی از آن است که ظرف سه ماه اخیر مجموعا 4 تن از فعالان سياسی و مدنی در زندانهای ايران به دار آويخته شده و در حال حاضر 56 نفر دیگر نیز در زندان های تهران, کردستان, بلوچستان و خوزستان به اعدام محکوم شده اند.

صدور احکام پی در پی محاربه و اعدام از سوی دستگاه قضایی نتوانسته است مانع انتشار فراخوان های مستقیم شرکت در مراسم 22 بهمن شود. پس از آن که تعدادی از فرماندهان نظامی و انتظامی, همچنین روزنامه های کیهان, خبرگزاری فارس, ایرنا, و جمعی از چهره های اصولگرای حامی دولت با صراحت تاکید کردند که خواستار توبه و تسلیم بی قید و شرط سران ناراضی جناح اصلاح طلب هستند, کروبی و موسوی در موضع گیری های جدید خود برخلاف مراسم 16 آذر و عاشورا خواستار شرکت گسترده مردم در مراسم 22 بهمن شدند. کروبی در فراخوان خود با اشاره به این که 22 بهمن روز مردم است نوشت:”سرکوب، بازداشت و زندان فله ای فعالان سياسی و روزنامه نگاران و دانشجويان، دادگاه های نمايشي، اعدام و اعمال مجازات های سنگين و ايجاد فضای امنيتی راهکار مناسبی برای مهار آنچه رخ داده و می دهد نيست. تمکين به خواست ملت و به رسميت شناختن حقوق آنان راه خروج از بحران موجود است.” موسوی در گفتگویی که با سایت کلمه صورت داد با تاکید بر این که ریشه های دیکتاتوری پس از انقلاب پنجاه و هفت از بین نرفته و انقلاب به اهداف خود نرسیده, گفت:” اعتقاد ندارم که انقلاب به اهداف خود رسیده است. بزرگداشت دهه فجر که هر ساله برگزار می شود در حقیقت برای هشیاری و برای تمدید قوا جهت برخورد با باقیمانده ریشه های استبداد است. امروز مردم برای نیل به عدالت و آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در صحنه حضور دارند و باید بدانیم که ملت ما در این راه صدها هزار شهید داده است.”

با وجود صدور احکام اعدام و لیست بلند زندانیان سیاسی و عقیدتی محکوم به اعدام در زندان های کشور, و با وجود دستگیری های گسترده روزنامه نگاران, وبلاگ نویسان, فعالین سیاسی و مدنی, زندانیان سیاسی سابق و گروههایی از فعالین چپ گرا, اعتراضات مردمی در هفته گذشته همچنان ادامه یافته است. علاوه بر تجمع روزانه خانواده های زندانیان سیاسی در برابر زندان اوین, حضور گسترده مردم در بهشت زهرا در چهلم جانباختگان عاشورا, صدور بیانیه های اعتراضی دانشجویی در دانشگاههای مختلف, اعتراضات مردمی در شهرستان لار که با درگیری های گسترده مردم با نیروهای امنیتی و یگان های ویژه همراه بود, همچنین تجمع کارگران کارخانه آونگان اراک در برابر فرمانداری و سپس راه پیمایی در خیابان های اصلی شهر, و شعارنویسی وسیع در دانشگاهها برخی از جلوه های گوناگون اعتراضات بوده اند. در خارج از کشور نیز چندین کارزار اعتراضی در برابر سفارت ها و مراکز وابسته به حکومت از سوی مخالفان برگزار شد. انجمن ها, نهادها و تشکل های دمکراتیک ایرانیان خارج از کشور با انتشار فراخوان های مختلف اعلام کرده اند که پا به پای مردم ایران در سالروز 22 بهمن در برابر سفارت خانه ها و مراکز وابسته به نظام اسلامی دست به اعتراض علیه سرکوب و شکنجه و اعدام و حمایت از مبارزات مردم ایران خواهند زد.

در آستانه سالروز انقلاب بهمن, بخش های گوناگون مخالفان و معترضان با انتشار بیانیه ها و موضع گیرها بر شرکت گسترده در مراسم 22 بهمن تاکید کردند. با این که طیف مخالفان دولت دیدگاههای یکسانی ندارند, دو گرایش اصلی در میان معترضان گرایش ساختار شکن و گرایش خواستار حفظ موجودیت نظام است. مطالبات اصلاح طلبان در شکل های مختلف و از جمله در بیانیه ای از سوی حزب اعتماد ملی, بازتاب یافته است. در این بیانیه که مشکل اساسی مردم با ولایت مطلقه فقیه در آن مسکوت مانده است,آزادی بي‌قيد و شرط کليه زندانيان سياسی, ايجاد فضای باز مطبوعاتی, رفع موانع فعاليت احزاب، سازمان‌ها، جمعيت‌ها و گروه‌های سياسی, برداشتن فضای امنيتی و جو پليسی و محيط رعب و وحشت, لغو نظارت استصوابی و تمکين در برابر انتخابات آزاد و اجتناب از انتخابات مهندسی شده, جلوگيری از ورود نظاميان در عرصه سياست و اقتصاد کشور, همچنین بهره برداری از رفراندوم “در خصوص برخی از اساسي ‌ترين مسائل کشور” مورد تاکید قرار گرفته است. با این که بسیاری از این خواست ها از سوی گرایش ساختارشکن نیز در وضعیت کنونی مورد تاکید قرار می گیرد, این گرایش تامین برخی از خواست های دمکراتیک را تنها بخشی از فرایند مبارزه ضد استبدادی و گامی در مسیر درهم شکستن دستگاه ولایت مطلقه فقیه می داند. گرایش ساختار شکن پیش از این در اعتراضات خیابانی, شعار مرگ بر دیکتاتور, مرگ بر اصل ولایت فقیه را مطرح کرده است و احتمال می رود که همین شعارها را در صورت مناسب بودن شرایط در 22 بهمن به شکل های دیگری مطرح سازد. به اعتقاد ناظران سیاسی عاملی که همسویی دو گرایش خواستار حفظ چهارچوب نظام موجود و برچیدن آن را در شرایط حاضر حفظ کرده است ناتوانی و خودداری اکید دستگاه ولایت مطلقه فقیه از عقب نشینی و دادن هر گونه امتیاز به مخالفان است.

خلیل بهرامیان در گفتگو با رادیو ندا: کشتن این بچه ها واقعا ً فاجعه ای است غیر قابل جبران.

فوریه 2, 2010

خليل بهراميان در گفتگو با راديو ندا گفت: ”[محمد رضا ] علی زمانی فریب خورده و مطالبی را مطرح کرده که انجام نداده بود. من در جریان کامل پرونده اش هستم.” و افزود : ”دستگیری اینها قبل از انتخابات بوده و ربطی به انتخابات نداشته است. ”
آقای بهرامیان گفت: ” در اصل 168 قانون جمهوری اسلامی با حضور هیئت منصفه وقتی که برای قاچاقچی ها 5 نفر قاضی در دادگاه کیفری استان باید قضاوت کنند، چه جوری می شود پرونده ای که حکم اعدامش صادر میشود یک قاضی آن هم با دید بسیار محدودش میاید قضاوت می کند و حکم اعدام صادر می کند؟ واقعا ً فاجعه است.” و خاطر نشان كرد: ” من از این جهت که خودم را عضو کمیته جهانی مقابله با انسان کشی و اعدام می دانم کشتن این بچه ها واقعا فاجعه ای است غیر قابل جبران.”
وي در پاسخ اين پرسش كه پیام این اعدام ها چی هست و چرا به قتل میرسانند، گفت: ”من در تمام تحلیلها مطرح کرده ام كه در هر جامعه ای بخصوص بعد از انقلابات بخصوص در کشورهای رشد نایافته افراد مریض زیاد داریم، روانشان را با اذیت و آزار دیگران ارضا می کنند؛ یکی ارضا شخصی، یکی ارضا خاستگاه گروهی. پشت این صحنه ، خواستهای مادی آ ن اسلامگرایانی که اقتصاد را در دست دارند که هر حرکتی در جهت منافع مردم خواه ناخواه منافع اینها را تهدید می کند، اینها با استفاده از عقاید مذهبی و متعصبانه مردم عادی صد در صد سو استفاده می کنند و با کشتار اینها جامعه را اصولا در رعب و وحشت فرو می برند.” و اضافه كرد : ” استنباط من این است. و از لحاظ جرم شناسی در این مایه ها میشود تحلیلش کرد.”
وي در بخش ديگري از سخنان خود كه خطر اعدام جان 63 نفر دیگر را تهدید می کند، گفت: ” من رفتم کردستان واعلام قبولی وکالت تمام بچه های کرد محکوم به اعدام را قبول کردم. تا ببینم چکار می توانم بکنم. آنها مردمانی بسیار فقیر و بچه هایی بسیار پر احساس هستند.”
اين وكيل زندانيانيان محكوم به اعدام در پاسخ به این پرسش که برای مقابله با این موج گسترده احکام سنگین و اعدامها چه می شود کرد، گفت: ” من الان خودم تمام تلاشم این است که از خود آیت الله خامنه ای با توجه به اینکه بزرگترین قدرت و قدرتمندترین فرد در کشور است درخواست کنم [اقدام كند].” و اضافه كرد:” جامعه جهانی مسئله بسیار مهمی است. یعنی تقویت ذهنیت جامعه جهانی خیلی مهم است. مثلا خود آقای دبیرکل (بان کی مون) به شخص آقای خامنه ای نامه بنویسد تا جلوی این کشتار جوانان کشور، که گلهای قشنگ کشور ما هستند، گرفته بشود.”
او در بخشی دیگر از سخنان خود در اين مورد که مقامات حکومتی میگویند : ”ما حقوق بشر نداریم، حقوق اسلامی داریم”، با بيان اينكه ” این کشتارها حتی با ضوابط اسلامی هم انطباق ندارد” گفت: ” من استنباطم این است که امثال آقای [سعید] مرتضوی مریض هستند. اگر مریض نباشند کسی با کشتن انسانها و با ریختن خون انسانها نمی تواند ارضا بشود.آدمهای مریض هستند که این کار را میکنند. واقعا ًوحشتناک است. چه جوری میشود یک انسانی را کشت و رفت خوابید رفت و به چشم زن و بچه نگاه کرد؟ این فاجعه است.” و اضافه كرد : ”این فاجعه در طول تاریخ، هم در جنگ جهانی و هم در جنگ جهانی دوم در فرانسه، ایتالیا و …[اتفاق افتاده]. اینها افرادی هستند که از ناراحتیهای روحی و روانی رنج مي برند و به این طریق ارضا می شوند.”
بهراميان در پاسخ اینکه قدرت تصمیم گیری و اجرایی كشور در دست این آدمهاي مریض است، گفت: ” این یک پروسه تاریخی است. کشورهای دیگر این پروسه را گذرانده اند. ما هم یک پروسه تاریخی سنگینی را داریم میگذرانیم و هزینه ها سنگین است. هزینه ها جان این عزیزان ما، گلهای قشنگ ما است

مقامات حکومتی آشکارا تاکید کردند که هدف شان از اعدام ها و ترساندن مردم جلوگیری از آمدن آنها به خیابان ها در 22 بهمن است

فوریه 1, 2010

اعدام محمدرضا علي‌زمانى و آرش رحماني‌پور از سوی قوه قضاییه به اتهام شرکت در اعتراضات عاشورا موجی از واکنش های داخلی و بین المللی را برانگیخت. قوه قضاییه این دو زندانی سیاسی را سحرگاه روز پنج شنبه در حالی به دار آویخت که نه وکيل وياوکلا و خانواده متهم از جریان حکم اطلاعی نداشتند. نسرين ستوده وکيل آرش رحمانی پور ضمن تاکید بر اعدام مخفیانه موکلش ادعای مقامات قضایی مبنی بر شرکت وی در اعتراضات عاشورا را رد کرد و یادآور شد که موکلش دو ماه پیش در خانه از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان منتقل شده بود.
نسرین ستوده همچنین اتهامات منتسب به موکلش را رد کرد و از شکنجه هایی سخن گفت که با گروگان گرفتن خواهر حامله آرش وی را وادار به امضا آن کردند تا بعدا از آن به عنوان سندی برای اعدام وی استفاده کنند.
دادسرای عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد که علاوه بر اعدام محمدرضا علي‌زمانى و آرش رحماني‌پور 9 نفر دیگر را نیز به جرم محاربه با نظام به اعدام محکوم کرده است.

به دنبال انتشار اطلاعیه دادسرای عمومی تهران, برخی مقامات حکومتی از این اعدام ها ابراز شادمانی کرده و به قوه قضاییه تبریک گفتند. احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در نماز جمعه تهران خطاب به رییس قوه قضاییه ضمن ستایش از روجیه ولایی او گفت:” بياييد برای رضای خدا همين طور که دو نفر را صريح اعدام کرديد، و دست شما هم درد نکند، مردانه بايستيد.”
حستی امام جمعه ارومیه نیز در اظهار نظری در باره این اعدام خواستار شد که برای ایجاد ترس و وحشت در مردم جنازه های اعدام شده گان را در خیابان ها بچرخانند. فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ نیز در “همايش ائمه جماعات فجر آفرين” ضمن تهدید مردم گفت: “آنچه مطرح است حفظ نظام است که هيچ جاى مدارا ندارد.”

با این که برخی از مقامات حکومتی آشکارا تاکید کردند که هدف شان از اعدام ها ترساندن مردم و جلوگیری از آمدن آنها به خیابان ها در 22 بهمن سالروز انقلاب است, اعدام دو زندانی سیاسی جوان و صدور حکم اعدام برای 9 نفر دیگر موجی از خشم و اعتراض برانگیخت. به دنبال تهدیدات مقامات حکومت, روز گذشته بيش از 2 هزار نفر از خانواده های زندانيان سياسی ، مادران عزادار و مردم در مقابل در اصلی زندان اوين تجمع کردند و خواستار پايان داد به اعدام و آزادی زندانيان سياسی شدند.
به گزارش منابع حقوق بشر جمعيت به حدی زياد بود که از قسمت پايين تا درب اصلی زندان اوين مملو از مردم بود. مادران عزادار که بطور معمول مراسم اعتراضات هفتگی خود را در پارک لاله برگزار می کردند شب گذشته اعتراضات خود را در مقابل زندان اوين برگزار کردند. بعضی از مادران دست نوشته هايی در دست داشتند که بر روی آن نوشته شده بود “پروانه مداح راد آزاد بايد گردد”.
این گزارش می گوید: در تجمع شب گذشته حتی دستگير شدگانی که درطی روزهای اخير آزاد شده بودند همراه با خانواده های خود در بين مردم بودند؛ مقاومتها و خاطرات خود را برای ديگران تشريح می کردند و همچنين برخوردهای غير انسانی واز نقل و انتقال های مستمرشان از بندی به بند ديگر می گفتند. يکی از زندانیان آزاد شده در گفتگوی کوتاهی اعلام کرد تا رسيدن به آزادی هر ريسکی را به جان خواهيم خريد و آرام نخواهيم نشست.
اعتراضات گسترده شب گذشته منجر شد که مقامات زندان ناچار شوند تعدادی از زندانیان را آزاد کنند.

حرکت اعتراضی گسترده مردم در روز گذشته در برابر زندان اوین یکی از نشانه های ناکامی در تحقق هدف اعلام شده حکومت از اعدام ها مبنی بر ایجاد فضای وحشت در میان مردم دانسته شده است. در حال حاضر 21 نفر در زندان های کردستان در لیست اعدام قرار دارند و عزيز محمدزاده فعال کرد که یکی از این محکومان است برای اجرای حکم به سلول انفرادی در زندان سقز انتقال داده شده است. ایرانیان خارج از کشور, سازمان عفو بین الملل و حتی دولت های غربی نیز به اعدام دو زندانی سیاسی و احکام اعدام صادره برای 9 نفر دیگر واکنش نشان داده و آن را بشدت محکوم کرده اند. جمعی از ایرانیان معترض در فرانکفورت در مقابل کنسولگری رژيم اسلامی دست به تظاهرات زدند. احتمال می رود که اعتراضات گسترده تری در روزهای آینده صورت بگیرد. در داخل کشور, با وجود فضای شدید امینتی, تشکل ها و نهادهای مدنی نسبت به اجرای حکم اعدام دو زندانی سیاسی واکنش نشان دادند. در بیانیه ای که از سوی فعالين دانشجويی دانشگاه شيراز انتشار یافت, با اشاره به این که “صدور احکام سنگين برای فعالين سياسی ، دانشجويي، کارگری و زنان، زندان های بلند مدت و اعدام به امری عادی و روزمره برای حاکمان بدل شده” تصریح شد:”اينگونه اعمال در هر زمان و هر جايی از پيش محکوم می باشد و وظيفه هر انسان آزاده ای در هر جا و هر زمان اين است که در مقابل هر عمل شنيع که ازحکومت ها سر می زند سکوت پيشه نکند چرا که سکوت هر انسان مرگ انسانيت است.”
میرحسین موسوی و مهدی کروبی نیز طی یک موضع گیری این اعدام ها را محکوم کردند و ضمن تاکید بر این که چنين اقدامی برای ايجاد خوف در مردم جهت عدم حضور در راهپيمايی ۲۲ بهمن صورت گرفته است یادآور شدند که “بازداشت های گسترده فعالان سياسی، مطبوعاتی و دانشگاهی به اتهام اعتراض جهت دفاع از حقوق خودشان غيرقانونی است و اين در حالی است که روند اعتراف گيری از اين زندانيان نيز مغاير با مبانی اسلام و قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران می باشد.

علاوه بر اجتماع گسترده اعتراضی در برابر زندان اوین, برگزاری مراسم تولد اشکان سهرابی يکی از جانباختگان اعتراضات مردم از سوی خانواده اشکان و مادران عزادار و حاميان آنها, برگزاری مراسم چهلم درگذشت آیت الله منتظری, صدور بیانیه های اعتراضی مانند نامه سرگشاده جمعی از روزنامه نگاران کشور برای آزادی همکاران دربندشان, ادامه اعتراضات دانشجویی, خودداری ”خواص” ناراضی از پذیرش خواست آیت الله خامنه ای مبنی بر جدایی صریح و کامل از اعتراضات مردم و پیوستن به نظام, از محورهای مهم خبری هفته اخیر است. ادامه اعتراضات, واکنش های گسترده داخلی و بین المللی علیه اعدام دو زندانی سیاسی, تداوم شکاف و اختلاف در اردوی حکومت, از دلایل مهم ناکام ماندن سیاست ارعاب حکومت در آستانه 22 بهمن اعلام شده است. این در حالی است که انتشار فراخوان های مختلف برای شرکت وسیع اعتراضی مردم در مراسم 22 بهمن با وجود اعدام ها همچنان ادامه دارد و احتمال می رود مردم در 22 بهمن بار دیگر با شعارهای صریح ساختارشکنانه نارضایتی عمیق خود را از نظام اسلامی و خواست دگرگونی بنیادی را در ابعادی فراتر از اعتراضات تاکنونی بیان نمایند.

ایرانیان در شبکه های اجتماعی

فوریه 1, 2010

دنیای مجازی دنیای شکل گیری شبکه های گوناگون است؛ شبکه هایی که بر اساس پیوندهای دوستی, یا علایق و اعتقادات مشترک و یا حتی یک خواست مشترک موقتی تشکیل می شوند. روابط و پیوندهایی که از درون این شبکه ها ایجاد می شود و تبادل اطلاعات, دانسته ها وآشنایی های جدید, در زندگی واقعی شرکت کنندگان در این شبکه ها به درجات مختلف نقش آفرین است. فیس بوک به عنوان یک سرپل نوین ارتباط مجازی میان افراد گوناگون حصارها و مرزهای فیزیکی و واقعی زمانی و مکانی و بسیاری از قواعد و محدودیت های حقوقی, سیاسی آن را نیز برنمی تابد. به همین دلیل است که عضویت در این شبکه به یکی از اتهامات جوانان ایران تبدیل شده و تا جایی که گزارش های نهادهای حقوق بشری حکایت دارد, یکی از محورهای بازجویی در زندان های نظام اسلامی به شمار می رود.
اما با وجود خطراتی از این دست, حس کنجکاوی, برقراری رابطه با دوستان و خویشاوندان, میل به بیان آزاد, تشنگی برای دانستن و گریز از دشواری های تحمیلی گردهم آیی بر بستر علایق یا اشتراکات دیگر عامل تشویق نسل جوان به عضویت در شبکه های مجازی است.
در هر حال از میان شبکه های فعال در فیس بوک, یکی هم شبکه جوانان ايراني برلین است. این شبکه در توضیح فعالیت و هدفش تصریح می کند که در 13 ژوئن یک روز پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران به منظور سازماندهی حداکثر حمایت از جنبش اعتراضی در ایران تشکیل شده است. یک فرق مهم میان شبکه جوانان برلین و برخی شبکه های دیگر در فیس بوک این است که این شبکه صرفا یک شبکه ارتباطی در دنیای مجازی نیست که به شکل موقت در مورد یک یا چند موضوع محدود تشکیل شده باشد, بلکه بیرون از دنیای مجازی, شبکه ای است واقعی از جوانان ایرانی در تبعید, دانشجویان ایرانی و آلمانی, مهاجرین نسل دوم و حامیان و دوستان شان؛ شبکه ای که افرادش با هم ارتباط دارند و همکاری و فعالیت مشترک می کنند.
شبکه جوانان ایرانی در برلین تصریح می کند که به هیچ حزب و گروه سیاسی وابستگی ندارد. این شبکه تاکنون چندین حرکت اعتراضی در حمایت از اعتراضات مردم ایران در برابر مراکز جمهوری اسلامی در برلین صورت داده است. بهادر, ارمیتا, مزدک, سهراب, هژیر, و سارا ادمین های پایگان اینترنتی شبکه جوانان ایرانی برلین در فیس بوک هستند. این شبکه 636 نفر را در خود گرد آورده است.

آدرس شبكه جوانان ايراني برلين

http://www.facebook.com/group.php?v=wall&gid=118622569273

شنیدن فایل صوتی:

http://www.radioneda.de/2010/01/31/majazi.mp3

http://www.radioneda.de/2010/01/31/majazi.ram

نگرانی حكومت از تبدیل شدن مراسم 22 بهمن به روز اعتراضات گسترده به نظام

ژانویه 25, 2010

صدور و اجرای احکام اعدام, محاکمه بازداشت شده گان اعتراضات اخیر در دادگاهها و صدور احکام سنگین, ادامه موج دستگیري ها, در هفته گذشته ادامه یافته است.
در این هفته يک جوان سنی بلوچ که 4 سال پيش به اتهام بمب گذاری از سوی نيروهای امنيتی بازداشت شده بود روز گذشته به اتهام محاربه اعدام شد. يک نفر در زندان اردبيل اعدام شد, برای فعال کُرد عزيز محمد زاده در دادگاه شهر سقز به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و محاربه با خدا حکم اعدام صادر شد و متعاقب آن خانه و ماشين وی توسط اداره اطلاعات شهر بانه مصادره شد. یک مرد 53ساله به نام جمشيد در اصفهان به اعدام در ملاعام محکوم شد. به دنبال ابلاغ حکم اعدام قطعی به دو زندانی بند 4 زندان گوهردشت در دادگاه به اسامی ميری و آيدين شريعتمدای 28 ساله شناسنامه هایشان را باطل کردند. هم اکنون با صدور حکم اعدام برای سه فعال کُرد، شمار فعالين سياسی و مدنی محکوم به اعدام در کردستان به 21 نفر رسيده است.

علاوه بر صدور احکام اعدام موج بازداشت و محاکمه در دادگاههای و صدور احکام سنگین قضایی در هفته گذشته ادامه یافته است. آخرين جلسه رسيدگی به اتهامات پنج نفر از بازداشت شدگان حوادث روز عاشورا، روز گذشته برگزار شد. این گروه به محاربه با نظام متهم شده اند. پرونده 40 نفر از فعالین دانشجوی بازداشتی پس از حوادث دانشگاه اصفهان در دادگاه انقلاب اصفهان در حال بررسی است و پرونده 20 نفر از این گروه به مرحله دادگاه تجدید نظر رسیده است. زندانی سياسی منيره ربيعی به 5 سال زندان محکوم شد. دستگيری 400 دانشجو در قزوين, بيش از ۱۲ دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تهران در زندان و صدور احکام انضباطی قطعی ۱۵ دانشجوی دانشگاه آزاد مشهد بخشی دیگر از اخبار مربوط به بازداشت و محاکمه دستگیرشدگان است.
صدور حکم زندان برای ۴ تن از درويش های گنابادی در ايران, صدور حکم 8 سال و 6 ماه حبس تعزيری برای مجید توکلی, بازداشت احسان هوشمند، پژوهشگر و روزنامه‌نگار کرد,
رسیدن شمار روزنامه نگاران زندانی به 45 نفر, بازداشت های گسترده فعالان سیاسی در استان های کهگيلويه و بوير احمد، گلستان، يزد، قم، استان مرکزی و همچنين شهر کاشان, مرگ “البرز قاسمی” زندانی سياسی محکوم به حبس ابد در زندان اوين, ضرب و شتم زندانيان سياسی در زندان اروميه از سوی نيروهای گارد ويژه زندان و نيروهای حفاظتی, تبدیل ساختمانی سالن فرهنگی زندان گوهردشت کرج به مرکز بازجویی از دستگیرشدگان روز عاشورا از سوی بازجویان وزارت اطلاعات, مرگ انور رحماني، زندانی محبوس در زندان مرکزی سقز به دليلی نامشخص و مشکوک، يک هفته‌ پس از بازداشت, ممنوع التدریس کردن 7 تن از اساتید اقتصاد در دانشگاه علامه, و صدور احکام محروميت برای شش تن از بازداشت شده گان به اتهام “هتاکی به آرمان های انقلاب اسلامی برخی دیگر از عناوین اخبار و گزارش های مربوط به سرکوب, بازداشت, شکنجه, زندان است.

با وجود گسترش اعدام و موج بازداشت و سرکوب فعالین سیاسی و اجتماعی, نگرانی از تبدیل شدن مراسم 22 بهمن به مراسم اعتراضات گسترده به نظام ولایت مطلقه فقیه, همچنان وحود دارد. برای مقابله با این خطر, آیت الله خامنه ای این هفته در سخنانی تهدیدآمیز در جمع مسئولان “شورای هماهنگی تبليغات اسلامی” و روسای ستاد های دهه فجر سراسر کشور از “خواص” و بویژه از “خواصی که تاثير گذاری بالائی دارند” دارند خواست که به صورت شفاف و غیردوپهلو پیروی خود از سیاست های ولایت فقیه را اعلام دارند. به دنبال این سخنان, احمد خاتمی در نماز جمعه بدون ذکر نام از سران اصلاح طلب به آنان گفت که باید “مرز خود را با دشمنان روشن کنيد.” وی تهدید کرد که اصلاح طلبان گر مي‌خواهند در اين كشور بمانند و قانونى رفتار كنند بايد راه ملت و راه خودشان را با بيگانگان جدا كنند.”
مصباحی مقدم رييس كميسيون ويژه طرح تحول اقتصادی و عضو جامعه روحانيت مبارز نیز در نطق ميان دستور روز يکشنبه خود در مجلس درخواست خامنه ای از مخالفان و معترضان داخلی را تکرار کرد و بدون ذکر نام از کروبی, موسوي؛ خاتمی و رفسنجانی از آنها خواست رسما و آشکارا در برابر دستگاه ولايت زانو بزنند و استغفار کنند. وی گفت: “بياييد .. با صداى بلند و با صراحت از ملت شريف ايران عذرخواهى كنيد.”

درخواست توبه و استغفار علنی و اعلام تسلیم بی قید و شرط به دستگاه ولایت فقیه, از سوی “خواص” مورد اشاره خامنه ای رد شده و یا تاکنون با بی اعتنایی روبرو شده است.
هاشمی رفسنجانی در واکنش به تهدید جدید رهبر جمهوری اسلامی گفت:”هنوز به راه‌حل‌هايى كه در خطبه نماز جمعه مطرح كرده‌ام معتقدم.”
سایر افراد مورد اشاره پیش از این در موضع گیری های خود توبه و استعفار را رد کرده و بر خواست هایی چون آزادی اجتماعات و احیای اصول 27 و 56 قانون اساسی تاکید کرده بودند. کروبی در آخرین بیانیه خود ضمن رد اتهام حرمت شکنی در عاشورا, نیروهای امنیتی و لباس شخصی را به خاطر سرکوب خونین اعتراضات مردم در روز عاشورا مورد سرزنش شدید قرار داده بود. وی همچنین پیش تر از رهبران جناح حاکم خواسته بود که توبه و استغفار کنند.

در حالی که فشار برای ایجاد شکاف در درون صفوف مخالفان و منتقدان و جدا کردن طرفداران احیای قانون اساسی از ساختارشکنان از سوی دستگاه ولایت مطلقه فقیه و دستگاهها و بلندگوهای تبلیغاتی آن تاکنون به نتیجه ای نرسیده و واکنش تسلیم طلبانه در میان “خواص” ناراضی در پی نیاورده است, نگرانی حکومت از تبدیل روز 22 بهمن به روزی تازه در مخالفت با نظام و سر داده شدن شعارهای ساختارشکنانه رو به افزایش است. این نگرانی که دستگیری های گسترده اخیر در تهران و شهرستان ها, شتاب دادن به اجرای احکام اعدام و برپایی دادگاههای دستگیرشدگان اعتراضات اخیر به عنوان محاربه بخشا با آن مرتبط دانسته می شود, در حالی است که فراخوان های بی شماری در باره شرکت هر چه وسیع تر در مراسم سالگرد انقلاب بهمن از سوی شبکه های اینترنتی و فعالان اعتراضات داخلی انتشار یافته است. در برخی از این فراخوان ها مسیرهای راه پیمایی مطرح شده و بر عزم مخالفان در تبدیل 22 بهمن به روز تبلور اراده ملی در نفی استبداد تاکید شده است


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.